Skip to main content
ایده های بزرگ درآمدهای میلیاردی
10 Jun 2019 9:52 AM

ایده های بزرگ؛ درآمدهای میلیاردی

 

همه ما مطمئنا می توانیم تصور کنیم چطور می توان یک میلیارد را خرج کرد، ولی برنامه ریزی عملی برای به دست آوردن یک میلیارد کار دشواری است.

مهم نیست که چه اتفاقی ممکن است برایتان در زندگی پیش بیاید، ممکن است به هدف نهایی خود نرسید، ولی هر چقدر هدف بزرگتری داشته باشید، احتمال موفقیتتان بالا می رود.

'ممکن است تنها یک ایده عالی به ذهنتان برسد که می تواند زندگی شما را متحول نماید!'


هنگامی که قرعه به نام شما می افتد، مطمئن باشید که به اندازه کافی آمادگی آن را دارید تا از عهده آن بر بیایید. هدف دوره های کسب درآمد از اپلیکیشن ثروت همراه، همراهی شما برای توسعه و انتشار اپلیکیشن های میلیاردی است.

 

با مشکلات بزرگ شروع کنید

برای به ثمر نشستن هر ایده بزرگی مدتی زمان لازم است. به عبارت دیگر، اگر ایده ما بزرگ باشد و کسی قبلا آن را انجام نداده باشد، به معنای این نیست که بتوانید در سریعترین زمان ممکن از آن نتیجه بگیرید! زیرا ممکن است مدت زمان زیادی طول بکشد تا به موفقیت دست یابید. سختی ها و ناهمواری های مسیر ایده ها، لازمه ی هر موفقیتی می باشد و اگر واقعا به دنبال نتیجه هستید، باید تلاش خود را دو چندان کنید.

ایوان ویلیام، بنیان گذار شرکت های بلاگر، توییتر و مدیوم

 سخن انگیزشی از شخصی که شکل جدیدی از ارتباطات انسانی را بنا نهاد. ایوان در طی روزهای اولیه تاسیس توییتر، به شدت مورد انتقاد قرار گرفت چون مردم ایده اش را درک نمی کردند. توییتر یک نمونه عالی از پشتکار و شانس است.

موارد زیر از ایده هایی هستند که به اولین اپلیکیشن های میلیاردی موبایل تبدیل شده اند، با در نظر گرفتن این ایده ها می توانیم تلاش کنیم و چارچوبی از ایده هایی با کیفیت مشابه بسازیم.

 

اپلیکیشن اسکوئر

جک دورسی، از بنیانگذاران توییتر و دوست ایوان ویلیام، داستان چگونگی ایجاد اپلیکیشن موبایل را توضیح می دهد. دورسی با دوستش جیم مک کلوی شروع به کار کرد، جیم شیشه گر بود و یک مشتری علاقه مند به خرید ۲ هزار دلاری داشت. خریدار از آن ها درخواست کارت خوان کرد ولی فروشگاه آن ها مجهز به این سیستم نبود. در نتیجه خریدی انجام نشد و نتوانستند محصولات خود را به فروش برسانند.

سوال بزرگی در ذهن دروسی ایجاد شد: چرا کسی با تلفن های هوشمند نمی تواند پردازش کارت انجام دهد؟ از آن پس گوشی های هوشمند قدرت پردازش بیشتری نسبت به پایانه های کارت اعتباری معمولی داشتند؛ همچنین دارای نمایشگر های با کیفیت و اتصال اینترنت همراه بودند. Square تنها عضو گمشده یک کارت خوان واقعی بود. بنابراین ایده اپلیکیشن Square، همراه با کارت خوان متولد شد.

اپلیکیشن-square

 

اپلیکیشن واتساپ

جان کوم یک کارمند با تجربه در یاهو بود. یک بی اعتمادی عمیقی نسبت به تبلیغات در وی نسبت به اینکه چطور تبلیغات به راحتی می توانند رابطه میان شرکت ها و کاربرانش را به مرز نابودی بکشند، وجود داشت. جان بر این باور بود تبلیغات تهاجمی بوده و مورد پسند مصرف کنندگان نیستند، پس شروع به توسعه اپلیکیشنی کرد که به هرکس در دنیا این اجازه را بدهد تا تبلیغات پیامکی را به صفر برساند.

کوم تمایل داشت تا به طور کلی تبلیغات را کنار بگذارد و به طور انحصاری بر روی برنامه های سودمند و تجربه کاربری تمرکز داشته باشد. بنابراین او یک برنامه پیامکی ساده اما قدرتمند با نام واتساپ ایجاد کرد، در ابتدا از کاربران می خواست تا یک بار مبلغ ۰٫۹۹ دلار برای پیام های نا محدود پرداخت کنند( پس از آن هرسال قیمت های خود را سالانه تغییر می داد). در عرض ۵ سال، در اوایل سال ۲۰۱۴، واتساپ فقط ۴۵۰ میلیون کاربر در هر کشور داشت. به وضوح مشکلات تبلیغاتی بزرگ را مرتفع کرد به طریقی که کاربران آن را می پسندند. نهایتا فیسبوک آن را با مبلغ غافلگیر کننده ۱۹ میلیارد در فوریه سال ۲۰۱۴ خریداری کرد.

واتساپ

 

اپلیکیشن انگری بردز

نیکلاس هد، مشکل آنچنانی را برطرف نکرد. زمانی که آیفون وارد بازار شد و شروع به تغییر زندگی موبایلیِ ما کرد، شرکت های بازی سازی زمان خود را صرف سازگاری بازی ها با سیستم ها کردند. تا آن زمان کسی بر توسعه بازی ها بر روی صفحه های لمسی آیفون تمرکز نکرده بود. مطمئنا موفقیت هایی مانند Tap Tap Revolution( توسط اندرو لاسی و دوست استرالیایی خود بنیان گذاری شده بود) وجود داشت، اما بازار با کمبود داستان بین المللی و پلن عالی مواجه بود. انگری بردز به طور خاصی برای صفحه لمسی آیفون طراحی شده بود تا پاسخگوی نیازهای بازار باشد. او از آیفون به عنوان یک پلتفرم جدید بازی استفاده کرد و به یک پدیده جهانی تبدیل شد.

انگری-بردز

اپلیکیشن فیلیپ بورد

مایک مک کو و ایوان دال به دنبال ایجاد محتوای زیبا در اینترنت بودند؛ آنها می خواستند از این محتوا به عنوان یک مجله زیبا و تصویری استفاده کنند. زمانی که اپل، آیپد را در اوایل سال ۲۰۱۰ ارائه کرد، مک کو و دال متوجه شدند که این یک پلتفرم عالی برای واقعی تر کردن تصاویرشان است که حالت بصری جذابی هم ایجاد می کند. آن ها همه امکانات را در یک جا جمع کردند و یک پلتفرم مجله اجتماعی ایجاد کرند: فیلیپ بورد. در اواخر سال ۲۰۱۰ فیلیپ بورد، اپلیکیشن مختص آیپد نام گرفت. اپلیکیشنی که ۱۰میلیارد صفحه در یک ماه ورق میخورد و درآمد های تبلیغاتی بزرگی ایجاد می کرد. فیلیپ بورد در پایان سال ۲۰۱۳ به مقدار ۸۰۰ میلیون ارزش گذاری شد.

فلیپ-بورد

 

اپلیکیشن ویز

نوآم باردین، احاد شبتایی، امیر شینار و ساموئل کرت همگی از ترافیک عاصی شده بودند و به دنبال راه سریع و قابل اعتمادی بودند تا اطلاعات ترافیکی را هنگام مواجهه با ترافیک گزارش کرده و آن ها را به اشتراک بگذارد. پس یک اپلیکیشن هوشمند طراحی کردند تا به کاربران اجازه این کار را بدهد. در طول چند سال کوتاه، اپلیکیشن آن ها، Waze، تعداد ۳۰ میلیون کاربر را از سراسر دنیا جمع آوری کرد و تکنولوژی نگاشت منحصر به فرد خود را توسعه داد. اگرچه آن ها از این طریق هیچ درآمدی کسب نکردند ولی گوگل ۱٫۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ آن را خریداری کرد.

اپلیکیشن-waze

 

اپلیکیشن اسنپ چت

حریم شخصی و ناشناس بودن از زندگی های آنلاین ما حذف شده است. ایوان اشپیگل و بابی مورفی اپلیکیشنی ایجاد کردند که می توانید تصاویر حاوی یادداشت را با دوستان خود به اشتراک بگذارید، ولی زمانی که پیام خوانده شد، پیام برای همیشه ناپدید می شود. این اپلیکیشن اسنپ چت نام دارد.

در ابتدا استقبال زیادی از این اپلیکیشن نشد، ولی بعدا اتفاقی رخ داد. این جوانان ایده زیرکانه ای بکار گرفتند. لحظه ای می توانند خود واقعیشان باشند و عکس دلخواه خود را به اشتراک بگذارند و مطمئن باشند که هر عکس یک بار دیده می شود و پس از ۱۰ ثانیه ناپدید می شود. در طی دو سال این اپلیکیشن میلیون ها کاربر جذب کرد که روزانه صدها میلیون اسنپ برای یکدیگر ارسال می کردند. اسنپ چت، به حدی محبوب شد که درخواست ۳ میلیاردی فیسبوک و گوگل را رد کرد.

اسنپ-چت

 

همه موارد بالا، نمونه های عالی اپلیکیشن هایی هستند که مشکلات بزرگ که توسط میلیون ها کاربر حس میشد را برطرف کردند. همگی یک نیاز واقعی را مشخص کرده اند و سپس برای حل آن مشکل پیش قدم شده اند.

 

مردم به چه چیزی علاقه مند هستند، مردم به چه نیازمند هستند

رویکردی که باید در نظر بگیرید این است که مردم چه علاقه مندی هایی داشته و نیازمند چه هستند. این علاقه مندی ها به طور گسترده ای با جغرافیا، نوع شخصیت و دیگر عوامل پیوند دارند. اما طبق نظر دونالد براون، پروفسور دانشگاه کالیفرنیا، یک مفهوم مشترک برای تمامی تمدن های انسانی وجود دارد، مجموعه خاصی از ویژگی ها که باعث می شود انسان نامیده شویم. براون این واژه را 'کلیات انسانی' نامیده است. طبق نظریه براون، کلیات انسانی ' ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، زبان، رفتاری و روانی را در بر میگیرد. '
 
لیست کلیات انسانی از نظر براون که منحصر به فرد هستند را در زیر آورده ایم:
طبقه بندی سنی، ورزش های قهرمانی، تزئینات بدن، تقویم، آموزش های بهداشتی، سازمان اجتماعی، آشپزی، کار تعاونی، کیهان شناسی، معاشقه، رقص، هنرهای تزئینی، فالگیری، تقسیم کار، تعبیر رویا، تحصیلات، آخرت شناسی، اصول اخلاقی، قوم شناسی، آداب معاشرت، مذهب درمانی، جشن خانوادگی، آتش بازی، فرهنگ عامه، ممنوعیت غذایی، مراسم خاکسپاری، بازی ها، اشاره ها، هدیه دادن، دولت، ملاقات ها، کرایه تاکسی، مدل مو، مهمان نوازی، مسکن، بهداشت، ممنوعیت های انسانی، قوانین وراثتی، لطیفه گویی، گروه های سینمایی، نام نویسی خویشاوندی (سیستم طبقه بندی خویشاوندی)، زبان، حقوق، خرافات، جادو، ازدواج، زمان غذا خوردن، دارو، زایمان، کاربردهای بارداری، تحریم های کیفری، نام های شخصی، سیاست جمعیت، مراقبت های پس از زایمان، حقوق مالکیت، ترویج موجودات فرا زمینی، عادات بلوغ، آیین مذهبی، قوانین اقامت، محدودیت های جنسی، مفاهیم روح، تمایز وضعیت، جراحی، ابزار ساخت، تجارت، بازدید، کنترل آب و هوا، بافندگی.
منظور از اشاره به این کلیات این است که اگر ایده شما در برگیرنده دنیای انسان ها باشد، ایده کسب و کار شما دارای جذابیت جهانی است.

 

Leave a Comment